قواعد عربي 2عمومي( رياضي و تجربي)
قواعد عربي 2عمومي( رياضي و تجربي)
قواعد درس اول:
اسم نكره: به اسمهايي گفته مي شود كه براي ما ناشناخته و نا آشنا باشند.
علامت آن معمولاً تنوين است. تنويــن ــًــٍــٌــ . مثال: رجلٌ - إمرأهٍ - كتاباً - شجره .
نكته: - در اسمهاي مثني و جمع سالم مذكر كه تنوين نمي گيرند هر گاه «ال» نداشته باشند و «ن» آنها حذف نشده باشدوبه اسم معرفه اضافه نشده باشند نكره مي باشد. مثال: رجلان – رجلين- معلمون – معلمين .
نكته 2- بعضي از اسمهاي اشخاص مذكر تنوين مي گيرند ولي نكره نيستند و معرفه مي باشند.
مثال : محمــدٌ – علياً – سعيدٍ .
نكته3- اسم غير منصرف با شرطي نكره هستندكه :
1-مضاف به معرفه نباشد 2- اسم علم نباشد 3 – ا ل نداشته باشنـد
اسم معرفه: به اسمهايي كه براي ما شناخته شده و آشنا باشند و به شش دسته تقسيم مي شوند.
اقسام معارف:
1- اسم علم 2-ضمير 3- اسم اشاره
4 ـ اسم موصول 5 ـ معرفه به ال (ذواللام ) 6 ـ معرفه به اضافه
معارف شش بود، مضمر. اضافه ، علم، ذواللام، موصول ، اشاره.
1- اسم علـم: به اسمهايي گفته مي شودكه مخصوص يك شخص يا يك مكان و يا يك شيء بخصوص باشد. مانند :
محمد - فاطمه – ايران- اصفهان- كارون
منصرف غير منصرف
نكته ا- به اسمهايي که مي توانند تنويــن بگيرندمنصرف وبه اسمهايي كه هيچگاه تنوين
نمي گيرندغيرمنصرف گفته مي شود .) در درس سوم درباره اسم غيـر منصرف بطور کامل می خوانيد)
نكته2-دربين اسمهاي علم فقط بعضي ازاسمهاي اشخاص مذكركه حروف اصلي عربي دارندتنوين ميگيرندوبقيه اسمهاي علم تنوين نمي گيرند.
نكته 3- اسم علم به دو شكل بكار مي رود:
الف) اسم علم مفرد: به اسمهايي گفته مي شود كه از يك جزء تشكيل مي شوند.
مثال: مريم- دمشق
ب) اسم علم مركب: به اسمهايي گفته مي شود كه از دو جزء تشكيل مي شوند.
مثال: عبدالله : عبد + الله ابوطالب: ابو +طالب = مركب اضافي
موصوف صفت
الحجــر الاسـود = مركب وصفی
2-ضمير:
ضمير به دو شكل به كار مي رود:
1-ضمير منفصل 2- ضمير متصل.
1- ضمير منفصل: اين ضمير خود نيز به دو شكل تقسيم مي شود:
الف) ضمير منفصل رفعي (مرفوع): ضميرهايي هستند كه در اول جمله قرار مي گيرند و مبتداي جمله مي باشند و چون مبتدا مرفوع است به اين ضميرها نيز رفعي (مرفوع) گفته مي شوند.
ضمير منفصل رفعي عبارتنداز:
غائب : هو- هما- هم = هي- هما -هن
مخاطب: انت- انتما – انتم= انت –انتما- انتن
متكلم: انا -نحن
نكته : هرگاه مبتدا و خبر معرفه باشند معمولا بين آنها ضمير منفصلي قرار مي گيرد كه به آن ضمير فصل يا عماد گفته مي شود و محلي از اعراب ندارد .
مانند : الله هــو السميع - اولئك هــم ا لمفلحون
ب) ضمير منفصل نصبي (منصوب): ضميرهايي هستند كه در جمله مفعول به مي باشند و چون مفعول به منصوب است به اين ضميرها نيز نصبي يا منصوب گفته مي شود و عبارتند از :
غائب : اياه –اياهما – اياهم = اياها – اياهما – اياهم
مخاطب: اياك- اياكما – اياكم = اياك- اياكما - اياكن
متكلم: اياي - ايانا
2- ضمير متصل: ضميرهاي متصل نيز به دو شكل به كار مي روند:
الف) ضمير متصل رفعي (مرفوع): ضميرهايي هستند كه فقط به فعل اضافه مي شوند و جزء فعل مي باشند و نشان دهنده ي صيغه ي فعل هستند كه به آنها ضمير متصل فاعلي يا بارز يا متصل رفعي گفته مي شود.و عبارتنداز:
فعل ماضي ا- و- ن- ت – تما- تم – ت – تن - ت – تا
مثال: ذهبا – ذهبــوا- ذهبن- ذهبت- ذهبتما- ذهبتم- ذهبت- ذهبتما- ذهبتن
ذهبت- ذهبنا
فعل مضارع و امر: ا- و – ن- ي
مثال: يذهبان – يذهبـــون تذهبان – تذهبون –تذ هبيـن - تذهبن
مثال : إذهبــا ـ إذهبــوا ـ إذهبــی ـ إ ذهبــن= امر
نكته 1- «نون» در صيغه هاي مثني و جمع مذكرو مفرد مؤنث مخاطب علامت مرفوع بودن فعل مضارع مي باشد و ضمير بشمار نمي رود .
ب) ضمير متصل نصبي و جرّي كه عبارتند از :
غائب : ه- هما- هم-= ها – هما- هن
مخاطب: ك- كما – كم-= ك – كما- كن
متكلم: ي- نا
نكته 1- هر گاه اين ضميرها به آخر فعل و حروف مشبهه بالفعل اضافه شوند ضمير متصل نصبي هستند اگر به فعل اضافه شوندمفعولً به و محلاً منصوب هستند واگر به حروف مشبهه اضافه شوند اسم حروف مشبهه و محلا منصوب مي باشند .
مثال: اَعْرفِــک - شاهد نا
فعل مفعولاً به و محلاً منصوب (ضمير متصل نصبي)
نكته 2- هر گاه اين ضميرها به آخر اسم و يا حرف جر اضافه شوند ضمير متصل جرّي مي باشند. اگر به اسم اضافه شوند مضاف اليه و اگر به حرف جر اضافه شوند محلاً مجرور به حرف جر مي باشند.
حروف جر: في- من – الي- علي – بــ - لـِ – عن – ك – حتّــي – حاشا – كلا - واو قسـم .........
واو قسم مثل: و العصر - و التين و الزيتون
3 -اسم اشاره: به دو شكل به كار مي رود.
الف) اسم اشاره به دور:
مبني : مفردمذكر ذلك مفرد مونث - تلك آن
معرب: مثني مذكر ذانك-ذينك مثني مونث تانك-تينك آند و
مبني :جمع اولئك اولئك آنان-آنها ) براي مذكر ومونث بكار مي رود (
ب) اسم اشار ه به نزديك:
مبني: مفردمذكر هذا مفرد مونث هذه اين
معرب: منثي مذكر هذان- هذين مثني مونث هاتان- هاتين ايند و
مبني: جمع هولاء هولاء اينان- اينها (براي مذكر و مونث بكار ميرود)
نكته 1- اسمهاي اشاره هولاء و اولئك فقط براي جمعهاي عاقل (انسانها) به كار برده مي شوند و براي جمعهاي غير عاقل) غير انسانها) از هذه و تلك استفاده مي شود.
(براي جمعهاي غير عاقل يا غير انسانها از قواعد مفرد و مونث استفاده مي شود يعني، ضمير، فعل، اسم اشاره. ، اسم موصول، مفرد و مونث به كار برده مي شود.) مثال:
هولاء تلاميذ – هولاء معلمون – هولاء معلمات(جمع عاقل، انسان ها)
اولئك تلاميذ _ اولئك معلمون – اولئك معلمات ( جمع عاقل – انسان ها)
هذه مجلات - تلك شجرات -
نكته 2 – اسم ال دار بعد از اسم اشاره اگر جامد باشد عطف بيان و اگر مشتق باشد صفت مفرد مي باشد
هولاء ا لتلاميذ (عطف بيان ) هولاء ا لمعلمون (صفت مفرد(
4 - موصول: به دو شكل به كار مي رود:
الف) اسم موصول خاص كه عبارتند از:
مبني: مفرد مذكر ا لذي - مفرد مونث ا لتي - كسي كه
معرب: مثني مذكر الذان- الذين – مثني مونث التان – التين كساني كه
مبني : جمع مذكر الذين- جمع مونث الّاتي - كساني كه
ب) اسم موصول عام (مشترك) : براي عاقل(انسانها)، (مــن) كسي كه، آنكه
براي غير عاقل (غير انسان)، (ما ) چيزي كه، آنچه
نكته ا- به جمله اي كه بعد از اسم موصول قرار مي گيرد، جمله ي صله (صله ي موصول) گفته مي شود.
در جمله صله ضمير ي بكار برده مي شود كه به اسم موصول برمي گردد و به آن ضمير عائد گفته مي شود .
مانند: الله هو ا لــذي ارسـل رسوله با لهدي
موصول صله
نكته 2= اسم موصول بعد از اسم ال دار اگر به معني ( كه ) باشد صفت مفرد مي باشد .
هذا هـو الظبــي الــذي فتشت عنـه طـول النهـار .
5- معرفه به الـ (ذواللام): هر گاه نكره اي با «ال» به كار برده شود به معرفه تبديل مي شود كه به آن معرفه به ال (ذواللام) گفته مي شود و هيچگاه تنوين نمي گيرند.
مثال: ال+ كتاب = الكتاب الرجل ، الشجره و … يعني اگر ال را برداريم نكره مي شود.
6 -معرفه به اضافه: هر گاه اسم نكره اي به اسم معرفه اي اضافه شود اسم نكره به معرفه تبديل مي شود كه به آن معرفه به اضافه گفته مي شود
. مثال :كتاب + التلميذ = كتــاب التلميــــذ
معرفه به اضافه معرفه به ال مضاف و مضاف اليه
نكته ا: معرفه به اضافه يا مضاف ، هيچگاه ال- تنوين- نون مثني و نون جمع مذكر سالم نمي گيرد.
مثال :اخوانِ + كم = اخـواكـم
اخوينِ + كم = اخويـكم
معلمون + المدرسه = معلمـو المدرسه
معرفه به اضافه + معرفه به ال مضاف و مضاف اليه
مضـاف در معرفه و نکــره بودن از مضـاف اليــه پيــروی دارد به اين صورت که اگـر مضاف اليـه معـرفه باشد مضاف هم معـرفه و اکـر مضاف اليـه نکــره باشــد مضاف هــم نکــره می باشد
کتاب معلــم کتاب ا لمعلــــم