زبان آموزی عربی
زبان آموزی عربی
محمد جعفر ورزي
چكيده:
يادگيري زبان عربي به عنوان زبانی غیر از زبان مادری (Afl) مانند هر زبان ديگري نياز به رعايت اصول زبان آموزي دارد هر فردي براي آموزش دادن يك زبان بايد اصولي را بداند تا بتواند آن را به مخاطب خود بفهماند.
در اين مقاله بر آنيم تا اولاً اهميت زبان آموزي را در زبان عربي بررسي نماييم ثانياً نظريات و روشهاي مختلف و مشکلاتی را كه در مورد آموزش زبان است را بررسي کنیم.
مقدمه
امروزه يكي از علوم گسترده و بسيار مهم دنيا آموزش زبان است . زبان هاي خارجي و در راس آنها زبان انگليسي و عربي و فرانسوي در اکثر کشورها تدريس مي شود .
اما براستي چرا دو زبان انگليسي و عربي كه در كشور ما از اول راهنمايي آموخته مي شود كاربردي نداشته و پس از مدتي فراموش مي شود و اگردانش آموزان پس ازگذراندن دوره ي راهنمايي و دبيرستان در دانشگاه در اين رشته ها به صورت اختصاصي ادامه تحصيل ندهند به كلي اين دو زبان را فراموش مي كنند و در حالي كه هفت سال اين دو زبان را مي آموزند هنگام برخورد با يك فرد انگليسي يا عرب زبان ، نمي توانند حتي در حد ابتدايي صحبت كنند.
شايد يكي از مهم ترين عوامل آن اين است كه آنها قواعد صرف و نحو عربي و گرامر انگليسي را حفظ کرده و بعد از مدتي فراموش مي كنند و هرگز در مكالمات روز مره خود بكار نمي برند .
((روشها و نظريات زبان آموزي))
1- روش قواعد و ترجمه ( GTM )1
اين روش كه يكي از قديمي ترين روشهاي آموزش زبان است در قرن 18 در اکثر محافل زبان آموزی استفاده می شد.
این روش در مورد شیوه آموزش گرامر مي گويد: مهم ترين چيز در زبان، قواعد يا گرامر و تر جمه است. بچه ها قواعد زبان جديد را از كل به جز ياد مي گيرند. البته اكنون روش آموزش گرامر از كل به جز تاييد ميشود ولي كل روش GTM رد مي شود.
مثلاً براي آموزش جمله مجهول به اين روش ، قاعده مجهول كردن جمله معلوم نوشته شده و مراحل آن بيان مي شود سپس چند مثال مطابق آن زده مي شود . دانش آموز با حفظ روش و تمرين مي تواند جمله هاي معلوم را به مجهول تبديل نمايد.
1-نظريه تدريس . لارسن فريمن
2- روش مستقيم
اين روش در قرن 20 مورد استفاده قرار میگرفت. طبق اين نظريه بهترين روش معادل سازي در همان زبان و با كمك عكس و تصوير است و به اعتقاد آن بهتر است معلم يك زبان اهل همان كشور باشد .
اين روش بر خلاف GTM از جزء به كل است و با ارائه مثال و برداشت توسط دانش آموز انجام مي گيرد .
مثلاً براي آموزش جمله مجهول ابتدا چند جمله مجهول مثال زده مي شود و با جمله معلوم مقايسه مي شود و دانش آموز خود روش را برداشت مي كند.
3- نظریه اسكينر[1][1][1]
اسكينر معتقد است زبان آموزي شبيه شرطي شدن يا آزمايش و خطاست و تشويق بايد بعد از جوابهاي صحيح انجام شود و جوابهاي غلط بايد بلافاصله اصلاح شود زيرا اگر اصلاح نشود تبديل به يك عادت غلط مي گردد.
4- نظریه نوم چامسكي (1954)[2][2][2]
او بر خلاف اسكينر معتقد است روند يادگيري يك روند پويا است كه خطا ها و اشتباهات جزء لا ينفك زبان آموزي است . و در ذهن همه انسانها بخشی وجود دارد به نام LAD كه وظيفه اش زبان آموزي است .
5- نظريه استفان كراش (1973)[3][3][3]
او معتقد است يادگيري زبان دوم بايد شبيه زبان اول باشد مانند يادگيري كودكان .
مشكلات آموزش زبان در بزر گسالان دو چيز است
الف - در بزرگسالان به لحاظ روانشناسي مشكلاتي مانند استرس وجود دارد به اين معني كه شخص ترس از جواب اشتباه دارد .
ب- بزرگسالان بر خلاف خرد سالان به ياد گيري قواعد و دستور زبان مي پردازند كه باعث مي شود از جنبه هاي ديگر زبان باز مانند.
6- روش ارتباطی (CLT )
در سال 1986 پرفسور مارو روشی ارائه داد که بر خلاف متد هاي قبل روي جنبه هاي ارتباطي و مكالمه زبان تكيه دارد اين روش سه مشخصه دارد:
الف: شكاف اطلاعاتي : اطلاعات جديد در بين اطلاعات
ب: باز خورد :نتيجه كار در دانش آموز بررسي شود
ج: حق انتخاب : مو ضوعات را بچه ها هم انتخاب مي كنند.
مشکلات آموزش زبان در کشور ما
1- نداشتن فرصتهای مناسب برای تعامل با یک خارجی زبان:
فراگیران آموختههای خود را فقط در کلاس درس یاد گرفته و نمی توانند آموختههای خود را به صورت عملی با یک خارجی زبان بکار ببرند و بیشتر آموختهها جنبه حفظی داشته و جنبة عملی ندارد.
2- کنار گذاشتن فرهنگ4
شخصی که می خواهد زبان یک کشور را یاد بگیرد بهتر است با فرهنگ مردمان آن کشور نیز آشنا باشد، تاریخ و پیشینیة فرهنگی آن را بداند مثلاً یک فرد برای یادگیری زبان عربی بهتر است با فرهنگ، اعتقادات دینی تاریخ کشورهای عربی اشنا بوده و آشنائی مختصری با زندگی روزمره اعراب داشته باشد
3- تصنعی بودن روشهای تدریس زبان: در آموزش یک زبان خارجی موقعیت های واقعی ایجاد نمی شود و فراتر از ذهن نمی رود مثلاً فراگیر اگر چه ممکن است معنای چند مادة غذائی را حفظ کند ولی در موقعیت خرید از یک فروشنده مواد غذائی قرار نمی گیرد و نمی داند در برخورد با چنین موقعیتی چکار کند وهمة آموزشها در ذهن او صورت می گیرد.
4- عدم کاربرد 4 مهارت اصلی آموزش زبان: معمولاً در تدریس زبان در کشور ما به همة مهارتهای اصلی که (خواندن، نوشتن، شنیدن و گفتن ) است پرداخته نمی شود مثلاً در روش قواعد و ترجمه (GTM) فقط به خواندن و نوشتن می پردازند و در روش مستقیم فقط شنیدن و گفتن کاربرد دارد.
نتيجه
اكنون كه با بعضي از روشها و نظريه ها علمي در مورد زبان آموزي اشنا شديم مي توانيم براي انتخاب روش آموزش زبان عربي به دانش آموزان و دانشجويان بهتر تصميم گيري كنيم .
البته مي توان گفت بهترين روش شايد همان روش تركيبي باشد و هر مو ضوعي را باروشي خاص بهتر بتوانيم آموزش دهيم در اينجا اين معلم است كه بايد با در نظر گرفتن شرايط مخاطب ، شرايط تدريس و نوع درس بهترين روش ممكن را انتخاب نمايد .و اگر تلاش كنيم كه فراگيران مطالب درسي اعم از قواعد و معاني در محاورات روز مره بكار برند ثبات اين مطالب را در ذهن آنها بيش تر كرده ايم .
منابع و مأخذ :
1- اصول و روشهاي زبان آموزي ، داگلاس براون
2- آموزش زبان ، مك لافلين
3- روشها و تکنیکهای آموزش زبان، دکتر براون
4 – مطالعه زبان ، جرج يول
5- نظریه تدریس، لارسن فریمن
1- اصول و روشهاي زبان آموزي داگلاس براون
2 - مطالعه زبان جرج يول
3- آموزش زبان ، مك لافلين
4- روشها و تکنیکهای آموزش زبان _ دکتر براون